الملا فتح الله الكاشاني

415

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

آخر كسى كه بيرون رود شما باشيد مراد آنست كه شما هميشه جليس و انيس من باشيد و معرز و مكرم نزديك من و بدانكه چون إِنَّ لَنا لأَجْراً در معنى جزاى شرطست به جهت دلالت آن بر جزا * ( وَإِنَّكُمْ إِذاً لَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ ) * معطوف بر آن و داخل در حكم آن پس اذن داخل باشد در مكان خود كه مقتضى جواب و جزا است القصه سحره به اين وعده مستظهر گشته اسباب و ادوات جادوى خود را در ميان معينى آوردند و بوقت معلوم و موعود در برابر موسى صف كشيدند و گفتند اى موسى تو اول ميافكنى جادوى خود را يا ما بيفكنيم * ( قالَ لَهُمْ مُوسى ) * گفت مر ايشان را موسى كه * ( أَلْقُوا ) * بيفكنيد * ( ما أَنْتُمْ مُلْقُونَ ) * آنچه شما افكندگانيد مراد موسى به اين قول امر ايشان نبود بسحر و تمويه بلكه اذن بود در تقديم آنچه ايشان فاعل آن بودند لا محاله به جهت توسل آن براى اظهار حق پس غرض از اين تحديست و چون موسى ايشان را رخصت القا داد * ( فَأَلْقَوْا ) * پس بيفكندند * ( حِبالَهُمْ وَعِصِيَّهُمْ ) * رسنها و عصاهايى كه مجوف كرده بودند و پر از سيماب ساخته و آن هفتاد هزار رسن و هفتاد هزار عصا بود * ( وَقالُوا ) * و گفتند پس از آنكه رسنها و عصاها بحرارت آفتاب در حركت آمد و از مردمان غريو و غوغا برخواست * ( بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ ) * سوگند ببزرگى و قوت و غالبيت فرعون كه در علو منزلت است * ( إِنَّا لَنَحْنُ الْغالِبُونَ ) * بدرستى كه ما غلبه كنندگانيم بر موسى و هارون يعنى البته بر ايشان غالب شويم و اقسام سحره بعزت فرعون بر آنكه غلبيت مر ايشان را باشد به جهت فرط اعتقاد ايشان بود بسحر خود و اتيان ايشان به اقصاى آنچه ممكن باشد از سحر * ( فَأَلْقى مُوسى عَصاه ) * پس بيفكند موسى عليه السلام بامر الهى عصاى خود را فى الحال اژدها گشت * ( فَإِذا هِيَ ) * پس آنجا عصاى اژدها شده * ( تَلْقَفُ ) * فرو ميبرد * ( ما يَأْفِكُونَ ) * آنچه قلب ميكردند آن را از وجه و حقيقت خود به صورت ديگر بسبب سحر و كيد خود يعنى آنچه تنويه و تزوير ميكردند و به صورت مار بمردم مينمودند و ميتواند بود كه ما مصدريه باشد يعنى فرو ميبرد اژدها افك ايشان را و بنا بر اين تسميهء مأفوك بإفك جهت مبالغه باشد چون سحره اينحال را مشاهده كردند دانستند كه انقلاب عصا بثعبان از جنس سحر نيست چه ايشان اسرار و دقايق سحر را نيكو دانسته بودند و يقين كردند كه اين فوق قدرت بشريه است و از نزد حق تعالى صدور يافته * ( فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ ) * پس بر روى درافكنده شدند ساحران * ( ساجِدِينَ ) * در حالتى كه سجده كنندگان بودند در اين دليل است بر آنكه منتهى سحر تمويه و تزوير است و او را حقيقتى نيست و بر آنكه تبحر در هر